شه لب تشنگان را کربلا شد اخرین منزل
شه لب تشنگان را کربلا شد اخرین منزل
بگفتا بر کشایید همرهان از ناقها محمل
الا ای ساربان خرگاه زینب را به پستی زن
نبیند تا برادر را به زیر خنجر قاتل
به لیلا ای خدا صبری بده اندم که او بیند
تن اکبر بخون غلطان بسان طایر بسمل
چه بیند غرق خون قنداقه اصغر رباب از غم
خراشد رو کند گیسو کشد هر لحظه اه از دل
بطرف جویباری ام لیلا گر گلی بیند
فغان از دل بر ارد چون گل روبرده سر در گل
چو بیند هاشمی راس حسین زینب بروی نی
کند کاری که خوب گرید بحالش چوبه محمل![]()
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 18:38 توسط عبدالحمید عطایی
|